امیر عطاامیر عطا، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 17 روز سن داره

امیرعطا جون Amir Ata Jon

سلام به همه دوستای گلمون... باورم نمیشه بازم اومدم اینجا، به زودی اینجارو به روز می کنم... 🤩🤩

برگی از این روزها

1394/2/1 17:37
375 بازدید
اشتراک گذاری

94-2-1     سه شنبه

گل پسری که این روزها حسابی دست به قلم شدی و البته بیچاره تموم شلواراتم از آثارت بی نصیب نمی مونن چشمک البته کاملا غیر عمدی ...خودتم ناراحت میشی وقتی ماژیکت ناخواسته میخوره به جایی پسر با سلیقه م...

علاقه ت به نقاشی این روزها زیاد شده...چه تو تبلت و چه رو وایت برد و کاغذ...

امروز تو یکی از کتابات (خودم بلدم) عکس مداد شمعی دیدی و میگی "مامان منم از این مداد بزرگا"... منظورت از بزرگ همون کلفته... خندونک چند وقت پیش تو وب یکی از دوستان خوندم که میگفت مداد رنگی کلفت هم موجوده...حالا اگه پیدا کنم حتما میخرم برات....

عطا

عطا

عطا

فارسی صحبت کردنت روزبروز داره بهتر میشه و خیلی تمایل داری بهش.. البته فارسی رو خوب میفهمی فقط هنوز معادل تموم کلماتو نمیدونی و گاهی با لغات ترکی باهم ترکیب می کنی و جواب میدی.. 

این روزها بعضی از جملات کارتون ها یا کتاباتو همش تکرار می کنیو بعد از من میپرسی "مامان اردک چرا اینو گفت"؟؟ مثلا. 

علاقه به ماشین سواری و ماشین بازی همچنان پا برجاست..و البته تعمیر ماشینایی که زود زود خراب میشن تو بازی... میگیم شاید بنزین نداره میگی نهه بنزین زدم....لاستیکش ترکیده... یا پیچش باز شده و ... خلاصه دست به آچاره پسرم. محبت

این روزها استقلال گل پسری به اوج رسیده و گاهی واقعا من کلافه میشم کچل

تو هر موردی که فکرشو بکنی...از لباس پوشیدن بگیر تا انتخاب مسیر رفتمون به خونه سوال البته تو بعضی موارد دیگه چاشنی لجبازیت خارج از حد تحمله.

خدارو شکر مشکل مسواک زدنمون تو سال جدید به لطف هپلی ها حل شده..

هر شب میریم و با هپلی های بد و کثیفی که لای دندونامون پنهون شدن به کمک مسواک می جنگیم و شکست شون میدیم..

هیچی دیگه خلاصه که با وجود یه شیطونک سه ساله هیچ روزی برامون رنگ تکرار نداره خدارو شکر. راضی

 این هم دیروزه تو شهر بناب.بابا 1 کاری داشت و به خاطر بی حوصلگی من..مارو هم برد با خودش... خیلی خوشت اومده بود از این 2 چرخه...تا دیدیش از بابایی خواستی ماشینو نگهداره...خودت خواستی عکس بگیریم ازت..

عطا با

عطا

عطا

عطا

بای بای

پسندها (4)

نظرات (6)

الهه مامان ارمین
4 اردیبهشت 94 16:42
ای جانم پسر هنرمند بووووسسسسسسسسس
مامان فهیمه
5 اردیبهشت 94 1:36
وای که علی هم داره کم کم مستقل بودن مزه مزه میکنه و مامانش و کلافه امان از دست این لجبازیه بچه ها که بعضی وقتا دیگه من و روانی میکنه عزیزم درخواست خودش واسه عکس گرفتن جالب بوده
مامان رادینی
9 اردیبهشت 94 2:06
سلام عزیزم سال نوتون مبارک سالی سرشار از موفقیت داشته باشین ماشالله مردی شدی برای خودت ها وای خاله خواهشا نزدیک این تیزی شیشه های میز تلویزیون نشو که خاطره ی خوشی ندارم ازش الا ن دیدم یادم افتاد
مامان امیر عطا
پاسخ
ممنون خاله جونییی.
ابجی سجا
10 اردیبهشت 94 18:08
به به پسر گل شرمنده ماهنوزنت نداریم
نوشین مامان آریا
15 اردیبهشت 94 12:34
عزیز هنرمند اون نگاهتو قربون نگاه شیطونتو
مامان ندا
21 اردیبهشت 94 17:40
به به چ پسر هنرمندی خدا نگهش داره عزیز
مامان امیر عطا
پاسخ
ممنون